از كرامات دولت فخيمه كانادا! (قسمت اول)

جمعه يازدهم فروردين مقارن سي ام مارس، ساعت حدود ۱۰ شب به وقت تهران؛ مهمان منزل پدري هستيم. از طريق Dial up به اينترنت متصل مي شم و هوس مي كنم كه گشتي هم در فيس بوك بزنم. پنج دقيقه بيشتر نيست كه وارد فيس بوك شدم؛ تند و تند پست ها رو مرور مي كنم. مطلب عجيبي منو وادار مي كنه كه بطور ناگهاني ترمز كنم و به عقب برگردم. از آنجايي كه به دليل اقدام به مهاجرت، فن پيج هاي مهاجرتي زيادي هستم، مطالب مربوط به مهاجرت و گاها تكراري هم در پست هاي فيس بوكم كم نيستن. بنابراين صرف مربوط بودن مطلب به موضوعات مهاجرتي، دليل كافي براي چنين ترمز شديدي نبود.
به عقب برگشتم و مطلبو دوباره خوندم ولي به قدري باور نكردني بود كه بازم درست متوجه موضوع نشدم. حتما كارتون اون گرگه رو با ميگ ميگ به ياد مي آريد. وقتي كه گرگه با سرعت زياد از لبه پرتگاه مي گذره، چند لحظه تو هوا ثابت مي مونه؛ بعد با پاش اطراف رو بررسي مي كنه و مي بينه خاليه!!! بعد زير پاشو نگاه مي كنه و تازه مي بينه كه وسط آسمون و زمين وايساده و در همون لحظه سقوط مي كنه.
حال من هم بي شباهت به حال اون گرگه نبود. كلمات رو مي خوندم و سعي مي كردم اونا رو كنار هم چفت و جور كنم و معني درستي از جمله به دست بيارم ولي كلمات مثل قطب هاي هم نام آهنربا از هم فرار مي كردن. بالاخره بعد از تلاش زياد مطلبو كم و بيش گرفتم و در همون لحظه بود كه ناگهان جهان پيش چشمم تيره و تار شد.
موضوع نقل شده از اين قرار بود كه دولت كانادا تصميم گرفته كليه پرونده هايي كه قبل از ۲۷ فوريه ۲۰۰۸ ارسال شدن رو، كه شامل حدود ۳۰۰۰۰۰ مورد مي شه، بطور يكجا ريجكت كنه و پول متقاضي ها رو بهشون برگردونه! وايسا بينم! پرونده ما كه مربوط به سپتامبر ۲۰۰۶ هستش. سپتامبر ۲۰۰۶ هم كه قبل از فوريه ۲۰۰۸ مي شه. پس... واي... بيچاره شديم!!! نه نه نه! يه دقيقه صبر كن! آيا خبر موثقه؟ ظاهرا كه از كانال موثقي نقل شده... ولي قضيه خيلي مهم تر از اونه كه بشه به همين موضوع اكتفا كرد... وانگهي، من دلم نمي خواد خبر درست باشه!
به دنبال منبع پست مي گردم. دستپاچه تر و عصبي تر از اوني هستم كه بتونم پيداش كنم. به موازات، وارد سايت CIC مي شم به اين اميد كه بتونم اصل خبر رو از اونجا بخونم. سرعت اينترنت گازوئيلي Dial up هم كه آدمو نيمه جون مي كنه. كمي در سايت عقب و جلو مي رم؛ ولي چيز دندون گيري عايدم نمي شه. صفحه RSS فيد سايت رو بررسي مي كنم، بازم چيزي پيدا نمي كنم.
كمي اميدوار مي شم. از سرويس الكترونيكي مشاهده آنلاين وضعيت پرونده استفاده مي كنم و مي بينم كه پرونده مون هنوز اين پروسسه. چه خوب؛ پس هنوز ريجكت نشده! ولي معنيش اين نيست كه خطر بطور كامل رفع شده. در فواصل زماني بين باز شدن صفحات بالاخره منبع خبر رو پيدا مي كنم: در ابتداي متن به وضوح نوشته شده به نقل از ايرانتو! وارد ايرانتو مي شم و مي بينم كه همون مطالب واو به واو در ايرانتو هم نقل شده. جل الخالق!
تلفن رو بر مي دارم و با دفتر وكيلم در تورنتو تماس مي گيرم. به قدري ناراحتم كه حتي درست نمي تونم صحبت كنم. كسي كه جواب مي ده، با قاطعيت بهم اطمينان مي ده كه اين موضوع شامل حال من نمي شه و توصيه مي كنه كه براي كسب اطلاعات تكميلي به وب سايت موسسه شون مراجعه كنم. بعد از قطع مكالمه، بدون درنگ وارد وب سايت شون مي شم و صورت كامل تر خبر رو به اين شكل مي خونم : پرونده هاي ارسال شده از نوامبر ۲۰۰۶ تا ۲۷ فوريه ۲۰۰۸ حذف شدند. پرونده ما در سپتامبر ۲۰۰۶ ارسال شده. نفس راحتي مي كشم... خطر از بيخ گوشمون گذشت.
مثل كساني كه تمام روز رو به كار طاقت فرساي جسمي گذروندن، شل و وارفته، با بدني كوفته روي صندلي افتادم. شب، از شدت استرسي كه بهم وارد شده بود تا ساعت ها قادر به خوابيدن نبودم. فكر مي كردم كه حالا اون بنده خدايي كه اول نوامبر ۲۰۰۶ تشكيل پرونده داده چه حالي داره؟!
پي نوشت: بعدا كه استرس ناشي از خبر رفع شده بود، سر فرصت تونستم اصل خبر رو در سايت CIC پيدا كنم كه ذكر كرده كه اكثر پرونده هاي قبل از ۲۷ فوريه ۲۰۰۸، شامل پرونده هايي كه تا قبل از ۲۹ مارس ۲۰۱۲ در موردشون تصميم گيري نشده و در حدود ۲۸۰۰۰۰ مورد هستن حذف ولي پردازش مابقي پرونده ها كه حدود ۲۰۰۰۰ مورد رو در بر مي گيره و تا تاريخ مذكور يك افسر مهاجرتي تصميمي در موردشون گرفته ادامه پيدا مي كنه و از فصل مشترك اين خبر با خبر درج شده در سايت وكيل محترم به اين نتيجه رسيدم كه اون ۲۰۰۰۰ مورد همون هايي هستن كه متعلق به قبل از نوامبر ۲۰۰۶ مي شن كه شكر خدا شامل ما هم مي شه.
در جستجوي پرنده كوچك خوشبختي، با كوله باري از خاطرات تلخ و شيرين، مرز دشوار دلبستگي ها پيش رو، بسوي ناشناخته هاي دور، آنجا كه سرنوشت با فراز و نشيب اسرارآميزش ما را فرا مي خواند، رهسپاريم.